تبليغاتX
هرچگانشان،آبادانمان،فرداي من

جمعه بیست و یکم مهر 1385

مسافر خودنمایی

 

ای مسافر تو قصه گو باش چون رسیدی به خانه ی من .

شاهد بی قراریم باش ، بگو از انتظار من

ای مسافر تو قصه گو باش چون رسیدی به خانه ی من

این طلسم سکوت ُ بشکن ، با سلام و دعای من

بگو از این غریبه تنها ، به همیشه عزیزترینم ،بگو تنها تویی نشانم ای تو نور خدای من

ای مسافر ، قصه گو باش ، بگو از انتظار من

گل نشوندم به شوره زاران ، سیل اشکم گواه من

بگو از آرزوی دیدار ، تو به اون نازنین ترینم ، اوج فریاد آخرینم این تو و این صدای من، این تو و انتظار من

از تو اشاره ای ، از من دوان شدن ، انچه میل توست ، از من همان شدن ، بی ستاره ام ، هفت آسمان تویی ، آن بی نشان منم ، نام و نشان تویی.

شیشه ی عمر من حالا به دست توست نشکن شکسته را کین ناز شست توست.

چون رسیدی ، بگو که اینجا من به یاد تو زنده هستم ، آرزوی دیدنت را میپرستم ، میپرستم.

ای همیشه قبله ی من ، من بسوی تو رهسپارم ، من نماز آخرم را در حریم تو میگزارم.

تو ای صبا مرا با خود ببر ، شاید کین قصه هم آنجا رسد به سر ، وانگه که جان من شد سوی آسمان در جمع عاشقان این قصه را بخوان ، بگو قلندری ، عشق و به جان خری با ذکر یا علی دست از جهان کشی.

فرامرز آصف آلبوم ترمه و یاس سال 1380  نام آهنگ انتظار تِرَ ک یک.

.............................................................................................

یعنی این که کسی که پارو نمیزند واقعا بیشترین فرصت را برای سوراخ کردن قایق دارد.

.............................................................................................

آقا این هفته خوراک درست حسابی نداشتم ، حالم گرسنس ، اگه لقمه جویده شده باشه میتونم بخورم، اما این دلیل نمیشه که ، که من ازوقت ، که من از این وقت گرانبها استفاده نکنم و به گوش دادن اندی نپردازم ، به عشق با وفا ترین ،

............................................................................................

به یک دوست فعال بگم که این اینترنت اینجا خیلی چیزه وبه خودمو از لینک یه سایت دیگه بالا میاره برا همین شرمنده ،......................................

............................................................................................

اندی در شعر دختر ایرونی میگه که دختر ایرونی مثله گله چه رنگ بویی داره چه خوشکله و چه خوشکله حتی به زیر روسری ، چرا روسری آیا فقط قافیه موجب این شده یا فکری پلید پشت آن افکنده شده بوده ، سیاسی ، اجتماعی ، و گول هیکل خوردن و تریپ بچه ادعا بودن ، به هر حال سال 92  و این حرفها ، او در چه حزبی است ، آیا فقط پولش یا میخواهد اهداف سیاسی خود را در اجتماع بیفکند من دندونم درده برای همین زیاد جدی نگیرید البته اگه گرفتید چه بهتر باز یکی منو جدی گرفته ، بیایید شما اولین نفر باشید دارم خودمایی میکنم داره چیز وجود میکنم
نوشته شده توسط فردا در 8:22 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سیزدهم مهر 1385

ام پی تری علاقه

یه روز از مورچه های نامه بر دلگیر

یه روز از شبروهای جنگلها دلگیر

یه روز از طعم مربای اسفناج دلگیر

یه روز از صدای داریوش دلگیر

یه روز از ول معطلی دلگیر

یه روز از ادعا داشتن دلگیر

یه روز از گول هیکل خوردن دلگیر

یه روز از نا وجود اژدهای هفتسر دلگیر

یه روز از خوابهای نسبتا همچین دلگیر

یه روز از سقوط در خود دلگیر

یه روز از سگ محلی بهش دلگیر

یه روز از فکر نکردن به اون علاقه دلگیر

یه روز از بی تفاوتیش دلگیر

یه روز از لنگه به لنگه بودن دلگیر

یه روز از نامردی اون دلگیر

یه روز از......

بعد میگن چرا اندی گوش میدی ، شاید اگه یکی دیگه بود همین نسبت بهش داشتم ، بیشتر آرامش بخشه جایگزین این قرص ها ،

مژده یک یا دو روز از اندی گفتن های من راحتین وقت دکتر دارم ، اون دندون عقله کارخودشو کرد داره کم کم ترتیب همه را میرزه بهم ، رفتم که رفتم .

.................................

شما از مورچه ها پرکارتر دیدین یا نه ، آخه این تشبیه اگه به خرس تنبل تشبیه میکردین که بهتر بود اون برای  زایمانش 12 ساعت طول میده بعد مورچه من نمیدونم.

.................................

ای مثل من در خود اسیر لیلای من با من بمیرتنها به یمن مرگ ما این روز میماند به جا

.................................

یه روز یواشکی کوچولو اومد ، اطرافشو نگاه کرد ،نمیخواست یواشکی باشه آخه آونقدر تو دلم تن پرورده شده بود که نگو یه جورایی از چاقیش خودشم حالش بهم میخورد ، در زد گفت ما دیگه رفع زخمت کنیم ، اختیار دارین هر جور یواشکی هستین ، من از نوع گول هیکل بخور هستم ، پس اینطور ، بفرمایید .

من یواشکی نگه بدار نیستم ، البته نه اینکه راز دار نباشم نسبت به خودم ، مثلا کمتر کسی نمیدونه من از صدای اندی خوشم میاد.  یا اون خوشتیپ ترین است یا نه.

................................

نوشته شده توسط فردا در 6:59 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوم مهر 1385

بيا كه الان صاحب ناز تويي ، بيا كه سرآغاز احساس تويي

( اگه سرعت خوندن زياد كني ، نه خيلي، بهتر خوندي)

بيا كه رفتم ، هرچه رفتم دور نرفتم ، ناگه ليز خوردم ، بريدم ، درجا زدن ، درجا زدن ،من بي خيال ترين ،  بي خيال ترين نيستم ، شايد بي احساس ، شايد بي سياستم ، عزيز جان الان بايد نشون نميدادي ، يه ذره سياست داشته باش ، چي داشته باشم ! ول كن ، اين چي گفت .

دلش مرباي اسفناج ميخواد نميدونه چه جوري بگه، مربا يه! بيا واست قاقا درست كردم ناراحت ميشم دستمو رد بكني ، ميگم ببخشيد ، خواهشن اينو بذار كنار كيفم ، ما چاكر آقا حميد   هم هستيم  ، حالا كدومه ؟ اون سياه اون گوشه ،چرميه ؟ اصلا به قيافت نمي خوره اين كيفت باشه ؟ مگه قيافم چه شه ؟ (لبخند) همينطوري فكرشو نميكردم ؟ ( من به دنبال توپ ، اين يكي ديگه ميخوره تو تير ) اين اندي چه خواننده اي ، ايول ! من مست ، دو ساعت بعد ، اينا چيه رو دسته من ؟ هيچي داشتي با حرارت حرف اندي ميزدي ماهم رو دستت نقاشي كشيديم ، ما را بگو كه فكر كرديم داري تريپ سنگين بودن مياي؟ سنگين ! من كه متناسبم !

عشق ، شعور ، اعتقاد ، كالاي بازار كساد ، مورچه نامه بر له شده شش عدد،  سيم كشي تلفن ،برنامه آزمونا از هفتم ، مقداري حوصله ، مهران مديري با قاجاراش ، ادغام موازي دو كلاس يا همون طور ول ولكي ، علاقه ام هم كه هست بذار يه شعر برات بگم ، سور پرايز كردن رفيق وخوابيدن  روي باليشته خودم بعد از 17 روز همچنين  به دنبال گشتن ذات و خريد چسب برق ، بند كفش ، از اين لباس هاي يقه گرد كه 14،15 تا دكمه ميخوره ، آخ كه پختيم ، يه آبي هم رو خودمون بريزيم ، تازه حرصم نخورم ، فكر منفي نكنم كه چرا كيفم بهم نمياد ، بعد متقاعد شم الكي گفته ،

........................................................

لبخند ، مترسك ، عروسك ، شرم از اشك ، حكايت هر قطره ،

........................................................

آخ تليف درست شد

.........................................................

شايد عدالته تا با اعمالت تنها باشي

..........................................................

شايد تقصير خودمه

1)     كيفم بهم نمياد

2)     به همه شك كنن كه اين وبلاگ مال اوناس غير از من، تو كه تريپت  اندي مو بلنده

3)     اصلا بهت نمياد عصباني بشي ( يدونه يواشكي )

4)     صد تا چشمك تا بهم يه چي بگن ، ما داشتيم رامونو ميرفتيم ، خودتون گفتين تنهاهكي ، با ما بيا

5)     به هيچكس منظور نبود خودم بودم و تِرك 3 آلبوم خواستگاري اندي به نام مادركه نوشتيم .

.................................................

طولاني بود

اي علاقه ي من

باشه

ميگم ، خودمونيمو نامحرما ، فعلا حوصله ندارم ميخوام به خودم برسم ،

برو بخواب ، بچه خوبي باش ( علاقه ام اون كيندلي نيستا يكي ديگس ، علاقه ها دعواشون نشه)

.................................................

يه روز نامه را ميفرستم

....................................................

ميگن فراري همه شب منتظر ميمونه

سحر كه از راه برسه يه نفس ميخونه

غصه نخور اي دله من يه روزم نوبت ماست

تو خوابه آشفته گري سروده ما فرداست

........................................

طولانيه

خو سريالي بخون

.......................................

اين دلم كوش ، از يه جايي ميگن خيلي دور شده ، همون شب كه فرستاديش  براي دلبردن كارشو ساختن ، دزديدنش ، بعد فروختنش به خودم با قيمتي برابر با از دست دادن خيلي چيزا

.......................................

در جمع يواشكي ها م به دو عدد رسيدم كه يكيش يه اشاره شد ، اما انگاري چيزي نميتونه يواشكي واسه من باشه ، نگو بگو، لو ميدم .

.......................................

ببخشيد من پسري هستم يه مقدار خيلي زياد بي حاشيه برا همين با كمبود متن مواجه شدم

پس حداقل  يه گلايه كنم

گلايه هم نيست از كسي همش از يه يواشكي سرچشمه ميگيره كه سردم كرد يخم كرد هق هقم كرد بعد تو گيلوم گير كرد بعدم حال گيري كرد ،

......................................

    بگو بگو تو جنس بادي بوي علف را تازه كردي

    بگو بگو بارون كه نم زد رسمو بهم زد باز برميگردي

    اگر شورم، شور تو دارم ،اي كسو كارم، بيقرارم

     شكرگزارم شكر تو شد شهرته كارم.

..........................................

اين رمز كيف دكري كه پاپتي زحمتشو كشيد ، اي در باز كن ، اي از معكوس عمل كن ، اي مسابقه ، اي  قالب طراح ،

...................................

 در گيري بود، بهش شك كرده بود ، دنبالش ميكرد ، به خيالش تريپ حرفه اي اومده بود، غافل كه اون خودش زغال جا گچ به مردم قالب ميكنه ، خوب بسيار تابلو به كارش ادامه داد ، يه روز كه تعقيبش ميكرد ، ديد رفت يه جايي كه مثل راه مخفي بود ، اما به راهش ادامه داد، روز بعد هر طور كه بود  از اون راه رفت اما يكدفعه اون جلوش اومد با يك تير كارشو تموم كرد ،از سري داستانهاي عمو كاكتوس خوب بچه اميد وارم با خيال راحت بخوابيد . در مورد نكته اي هم كه داشت فكر كنيد

نوشته شده توسط فردا در 11:47 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •