تبليغاتX
هرچگانشان،آبادانمان،فرداي من

شنبه بیست و نهم تیر 1387

 با سلام

خوب خيلي وقته يا كمتر ديده شده

كنكورا رو داديم ، اونا يه جوري من رو ، كاملا كنش و واكنش.

بيكاري ، الافي، ما رو به ديد زدن سوق داد ، ديدي كه كمتر مورد توجه قرار ميدم ، خداييش دخترهاي خوشكل هم وجود دارن .( عجب )

ميخواستم وبلاگ رو پاك كنم حيدر گفت ديگه كامنتدوني وجود نخواهد داشت بچه ها چه كار كنن ، ديگه منم حساس .

وبلاگمو نميدونم چن سالشه  ولي دوسال خورده ايش است كه از همان روز اول مخاطب خاصه خودشه پيدا كرد و تا الان همان ها رو داره كسي اضاف نشده ، كمم نشده ، ( عجب)

.................................................................................

سفر بودم ،  نبودم اما بچه ها رو از با دادن اس ام اس هاي پر بار از دوريم تسكين ميدادم ، تازه آخريش هم يه شعر بود (عجب) تازه قافيه هم داشت (عجب) ، اگه يادتون بود برا بقيه هم بنويسين.

.................................................................................

زود رنج شدم ، عصباني ميشم ، لج ميكنم ، 98 كيلو شدم 78 تا بودما، لباساي قبليم اندازم نيست ، فك كنم تمام  يا نسبت زيادشون كه پشت كنكور ميمونن اينطور ميشن .(عجب)

.................................................................................

من كه دلم تنگ شده بود شما ها رو نميدونم (عجب)

.................................................................................

اندي چقد ميتونه آخرش باشه .

.................................................................................

راستش ديگه حال اون موقع دارم ببافم بيشتر وصله ميكنم و گر نه همچين يه ادامه مطلب توپ داشتم. 

2-عجب ها دروغند.

3-عجب اولي دروغ نيست.

................................................................................
نوشته شده توسط فردا در 0:1 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •