هرچگانشان،آبادانمان،فرداي من
هر جور راحتم
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387
اینم ترک 7 آلبوم نفرین نامه از داریوش که اسمش یادم نیست ولی میشه حدس زد
ما ظاهرارفقیقان ، بس نا رفیق بودیم
هر پشته اعتمادی
زخمی به خنجر کردیم
هر سینه ی رفیقی ، با تیغ کین دریدیم
خود کرده ها چه آسان ، نسبت به داور کردیم
هر جایی هوس را، با خواهشی براریم
اسکندران ملکین ، صحرای محشر کردیم
با زورقی شکسته، پارو به آب دادیم
چشمان مادران را
دریای احمر کردیم
حالا چه مانده بر جا ،جز مشته خاطراتی
در خاطری شکسته ، اسمی که از بر کردیم
ما خون عاشقان را ، در لاله ها شکستیم
بر حجله های آنان ، آن لاله زیور کردیم
با خون آن دلیران ، آسان وضو گرفتیم
در جام شهد دوستان ، زهر مکرر کردیم
هر جایی هوس را ، با خواهشی براریم
اسکندران ملکین ، صحرای محشر کردیم
با زورقی شکسته ، پارو به آب دادیم
چشمان مادران را
دریای احمر کردیم
حالا چه مانده بر جا ،جز مشته خاطراتی
در خاطری شکسته ، اسمی که از بر کردیم
نوشته شده توسط فردا
در 1:15 قبل از ظهر | لینک ثابت
•

