دوشنبه نوزدهم شهریور 1386
استادیـــــــــــــــــــــــــــــــوم
سلام
در پی احساساتی که برای خودم در خودم احساس کردم ، به این نتیجه رسیدم که احساسم شبیه این احساسه:
دختر دایی طعمه ی دریا شده ، دختر دایی گمشده
دختر دایی روح سرگردان شده، دختر دایی گمشده
پس طبق شواهد این بر ماست که منتظر آهنگ سه صدایی اندی با اون دو تا خواننده ی عرب بنشینم ، و تا اون موقع ، چه قشنگه اون سپیده که تو از سفر میایی.
نازنینم ، زنده موندیم اگه فردا ، وعده ی ما لبه دریا .
دیشب ، من چراغ ها را خاموش نکردم چون یکی قبلا خاموش کرده بود ، در این اثنا به فکر این بودم که آخر هفته نوبت یکی از بالایی هاست ، دیگه هر چی خوردی بسته تا کی ، جالبی اینه که پست خالی هم نداریم بهت بدیم باید جمع کنی بری ، میدونم آخرین انتقامتو سخت میگیری ولی یه هفته بیشتر نمیشه.
.............................................................
خوب چون صنعت لیگ برتی شده بیشتر پستها رو به این موضوع آورده اند ، بازی با ملوان برای تیم خوب نبود اما من حال کردم برای دومین بار استادیوم میرفتم ، بار قبلی سال 75 یا 76جام چهارجانبه ی دوستی بود که صنعت با ملوان بازی داشت اون موقع دوم دبستان بودیم دیگه حساب کنین چه سالی بود چون بچه خوبی بودم مدیر یه بلیط بازی بهم داد ، معلم گفت آقای مدیر یعنی تنهایی بره ،مدیر گفت اینم یه بلیط برای پدر که با پدر بری ، بعد گفت اینم یه بلیط برای داداشت که همه با هم برین ، رفتیم تعجب کردم چرا کسی بازی رو گزارش نمیکنه ، بابا این فتاحی کجاست چرا حرف نمیزنه ، بابام گفت اون برای تلویزیونه ، خیلی حالم گرفته شد حتی فوتبالیست ها هم گزارشگر داشت ، یاد جاسم برهی بخیر ، اون سال صنعت تو لیگ پنجم شد یا همین طرفا اون موقع یادمه تو تهران با استقلال 2-2 کرد و از پرسپولیس 4-0 خورد یحیی گلمحمدی گل زد ، اسماعیل هلالی هم یه پنالتی زیر طاق زد ، اون موقع پرسپولیس 11 بازیکن تیم ملی داشت ، فک کنم اهموند بزیک هم یه گلی زد شک دارم ولی اون موقع بازی با ملوان مساوی شد و اینبار باختیم ، پاپتی راست میگه نیم ساعت قبل از بازی اومدن بعد تعجب میکنن چرا ما 5/3 اومدیم خو جا گرفتیم ، مبارزه کردیم و یخ حوض نگاه کردیم و اینا....
داور را فقط به دقت کردن تشویق کردیم و بازیکنان را به بازی جوانمردانه ولی ملوان مثل کشور های دور خلیج فقط افتادن زمین مخصوصا این دروازبان ولی کلا بد نبود برای تفریح 90 % کلمات برای اولین بار به گوشم میخورد چقد این زبان وسیعه ، چه ترکیباتی میشه ساخت ، عجب رفع تنوعی بود به حدی قابل قبول .
از امکانات هم خودم مجهز بودم برای سه روز زندگی خارک (دوست دارم) ، گز ، باسلق، شیرینی از این آبنباتیا ، روزنامه ، تخمه دو نوع کدو و از این سیاه ها ( گیر نده هزار جور سیاه داریم) ، کلاه ، دستمال کاغذی ، حوله ای ، بزرگ و کوچک ، پیراهن برزیل یک عدد که اونجا عوض کردم چون پلاستیکی بود میپختیم ، و قمقمه آب یخ زده و پول ، ....
بچه ها هم خارک دوست دارن سیاووش ، پاپتی ، سپهر ، ولی فرشاد نخورد یا کم خورد اونا هم که نیم ساعت قبل از بازی اومدن فقط گز و باسلق گیرشون اومد ، تخمه هم که نمیشه خورد، بس که هیجان داریم الکی هر ضربه ای مثله علی دایی دست پشت سر میکردیم وااای واهاهاهای .
خب دیگه باختیم و پیاده رفتیم امیری و یه دلستر انار زدیمو برگشتیم خونه و یانگوم دیدیم قول میدم هر کی حتی سرطان داشته باشه یانگوم اینطور مشت و مالش بده خوب میشه دیگه چه برسه پادشاه که در این راه پیر شده ، کور شفا میدیم ، اصلاح سلول هاای بنیادی هندوانه و خربزه ، گاو و آنچه شما خواسته اید بگو از دست میره.
.........................................................
و در کل از این پا نوشته ی نگاشته ی بالا .
1) میخوام دندون جراحی کنم این سومیه.تو متن اشاره شده.
2) سوسکم به بچش میگه قربونه اون پاهای بلوریت و من به نوشتم چرت نمیگم اگه نمیفهمی نظر نده یا نخون بمن چه تو چه جوری برداشت میکنی و واسه ی خودت اظهار نظر کن البته اینم یه نظره ولی نظر بده ولی توهین نکن .
3) چیزی جز انتظار اون آلبوم نداریم .
4 ) بای بای تا دندون خوب بشه .
5) پاپتی اول نظر داده.
۶) وقتی گفت : حمید آقا گل گلاب عرق بیدمشک قند تو دلم آب شد

