هرچگانشان،آبادانمان،فرداي من
هر جور راحتم
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
چه دوستانه ای پیدا کردیم؟ولی خوشحالیم
الان دوست دارم اين آخرين باشه ، و ديگه اينجا ننويسم. نمي تونم بخوام يه جا ديگه بنويسم ، اما شايد بايد برم در مورد روابطم بيشتر فكر كنم ، چه مشكلي پيدا كردم ، كه همه با هم هستن وبه من كه ميرسن كار دارن البته چند تا هستن كه اينطوري نيستن ولي اونم باز موضوعش فرق ميكنه؟
هر چي باشه مشكل از منه!(عجب)
ميرم و با يه چي ديگه خودمو مشغول ميكنم.
..................................................................
امروز دكتر آزمنديان آبادان بود ، منم رفتم سمينارش ، كلا همون ايران بيوتي كامل تر گذاشت.
شايد بيچاره وقت نداشت؟
..................................................................
المپيك هم كه امسال مثه فوتبال كار ميكنه و نشون ميده كه علي دايي مقصر نيست ما ها مقصريم.
..................................................................
يادم مياد قبلا يكي بود كه ميگفت ولي ديگه الانا اون يكي هم نميگه.(عجب)
..................................................................
شايد اگه ظاهرمو عوض كنم حالم بهتر شه ، همش دارم با ريشام ور ميرم ، همه چيو بايد با دقت خورد ، والله .
..................................................................
نوشته شده توسط فردا
در 2:2 قبل از ظهر | لینک ثابت
•

