سه شنبه دوازدهم شهریور 1387
میبینم که از آرشیو بیشتر خوشتون اومده گفتم حیدر بیاد یه رونقی بده
راهنمای وب
1)اول سلام ، آخر هم خداحافظی پس کلمه خداحافظی پایان نیست.
2) در صورت گیج شدن ، به کامنتدونی رفته ، و از راهنمایی های پاپتی استفاده کنید ،
3)اگر او هم گیج شده بود ، به بالا نگاه کرده ، دست ها را توی جیب گذاشته و برای من دعا کنید،
4) ترتیب خوشتیپ ترین ها تا آلبوم جدید اندی تعطیل است ، پس با یک چرخش سریع به دور خود ، خود را در آینه (لازم به ذکر است که جلوی آینه باشید از نوع یا اندازه ی قدی) نگاه کنید.
5) از آوردن جزوه ، برگه ، پوشه، چاقو ، دشنه ، در سر جلسه خودداری فرمایید و بدون موبایل وارد نشوید ،.....
6) در مواقع ضروری از دو در کنار و عقب و جلوی سالن فرار کنید.
7) ارتباط نکته 4و5و6 را موضوع پیدا کنید.
.........................................................
نگین چرا میگم تو که قبلا گفتی میخواد بنویسه منو ماشین زد ، البته من تو خط اصلی بودم او ناگهانی به من برخورد کرد ،من بی گناهم .
.........................................................
رحمان خانعلی هم صداش مثه اندی هم رفتاراش تو نیم ساعت ایران موزیک دو بار پخشش کرد.
.........................................................
اون 10 دقیقه 10 غفلت بود 10 غفلت و تباهی عمرم که خودم از روی آگاهی به غفلت آن میکردم بی هیچ احساسی روی تخت دراز کشیده بودم و به ساعتی که دو تا از بچه ها برایم هدیه آورده بودند نگاه میکردم ( البته گلی که برام آوردی به دیوار اتاق است حالا باز قهر نکنی)
میشد 10 دقیقه با احساسی به اون نگاه میکردم.
.........................................................
اگه بگم پر رو میشی
چیه میخوای بگی دوسم داری
دوست نا باب نیستی اگه بودی میگفتی بیا با هم ، اما گفتی تو که بدت میاد به دردت نمیخوره ، مقسی.
........................................................
یادمه یه روز مورد روان شناسی قرار گرفتم در حالی مورد چت قرار گرفته بودم.
یادمه یه روز مورد معرفی کتاب قرار گرفتم در حالی که مورد چت قرار گرفته بودم.
یادمه یه روز مورد حاشیه قرار گرفتم در حالی که حسابی گیج شده بودم .(به اینترنت دسترسی نداشتم)
چرا نداری خبر بر ساقه ام نزن تبر بسوز بسوز ای این دل بدرود ای این دل.
.......................................................
| سلام - 19 نظر |
بریم تو کار کامنت به سبک پاپتی پسند :
1- عطف به راهنمایی شماره 3 حتما برات دعا می کنیم :دی ... ولی وقتی دستامون تو جیبمونه با چی دعا کنیم؟
2- در واقع ماشین به حمید برخورد کرده نه حمید به ماشین ! پس پنالتی نیست ! (بعدش نگی به نفع گرفتیااااا) ...
3- اون که صداش و حرکاتش شبیه اندیه معصومی بود فک کنم اسمش ... همون که شعر افشینو با یه آهنگ دیگه می خونه ... فقط به جای نگاه اولی می گه نگاه مخملی
... 4- اون دو تا از بچه ها می خوان اذیتت کنن... تو به این چیزا توجه نکن ... ببین ده دیقه انک قربه ها بودی ...
5- من از این قرتی بازیا خوشم نمیاد :دی ...
6- بابا حافظه ... تو چقد چیز یادت می مونه ... تو هم باید اون موقع که گیج شدی می رفتی پیش پاپتی ... بعد صد در صد دستتو می ذاری تو جیبت واسه من دعا می کنی :دی ...
خداحافظي پايان نيست...ولي هر سلام سرآغاز تلخ يك خداحافظيست...
ما كه گيجي توي ذاتمونه ولي در كل...
ترجيح ميدم دستام رو توي جيبم بذارمو دعا كنم تا اينكه ...
اي واي من كه جيب ندارم...
كي مي خواست منو رهنمود كنه؟


یعنی خدا نگهدارت باشه تا دیدار بعدی.اینطوری خداحافظی قشنگه . با همه ی تلخ بودنش یه شیرینیه خاصی داره .
خدا نگهدارت حمید.
به نفر بعدی:عجب عددی داری تو!
یا حق...

چقدر کنجکاوی
..يا مي رم يدونه چيز ميخرم كه جيب داشته باشه!!
